ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
474
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
معالجهام قبول عام يافت ، بطورى كه سابقهء ذهنى مبنى بر اينكه طول اين مرض بايد يك سال باشد در اثر اقدام من از بين رفت . از آنجا كه اطباى ايرانى در ابتداى امر با ناشيگرى و عدم مهارت به سوزاندن زخم مىپرداختند و اسيد را بر روى قسمتهاى سالم پوست نيز مىريختند و از اين رهگذر زخمهاى بزرگ و بدريختى ايجاد مىكردند ناگزير به نوشتن دستور العملى به زبان فارسى پرداختم و آن را به چاپ سنگى رساندم . كانون جذام ( به عربى ) يا پيس ( به فارسى و تركى ) ، در ولايت خمسه ، بين تبريز و قزوين ، ( يا مركز آن زنجان ) و در دو منطقهء خلخال و قرهداغ واقع است ؛ بسيار نادر است كه مورد منحصرى از آن در ساير مناطق ديده شود . اين مناطق كه همه در جلگهء مرتفع قرار دارند غير از بيمارى جذام كه ذكر كرديم ، از ساير نظرها در شمار سالمترين نواحى سراسر مملكت است ؛ اين نواحى مركز تهيه غلهء ايران محسوب مىشود و به علت رفاه نسبى و همچنين تغذيهء بهتر مردم از ساير ولايات ممتاز است . هرچند كه جذام را مسرى نمىدانند و موروثى مىشمارند باز مبتلايان به آن نجس و آلوده شمرده مىشوند و از جامعهء انسانى مطرودند و ناگزير بايد در كلبههاى گلى مسكنتبار دور از شهر و روستا به زندگى اندوهبار خود ادامه دهند ( رجوع شود به قسمت اول اين كتاب ، فصل نهم ) . اغلب من نزد شاه شفاعت اين تيرهبختان را كردهام ، اما هيچ كارى براى تسكين آلام آنان ، و ايجاد تغييرى در شوربختيشان به عمل نيامده است . اين بيمارى در كودكى ظاهر نمىشود بلكه در ابتداى سن بلوغ يا حتى در سنهاى « عقل » بروز مىكند . چند تكمهء كوچك غير مرئى بين ابروها ايجاد مىشود ؛ اين تكمهها بتدريج خشك شده مىافتد و مواضع موريخته و طاسى به چشم مىخورد . گاه بسرعت و اغلب ضمن ساليان متمادى زخم بر روى قسمت خارجى بينى گسترده مىشود و آنگاه به مخاط بينى ، مخاط گلو و حنجره و ملتحمهء چشم چنگ مىاندازد و پلك زيرين چشم به پائين مىپيچد ، تمام چهره به رنگ مس درمىآيد و چرك شروع مىشود ؛ بيمارى ، استخوان بينى را مىخورد و گلو را با خلطى سخت چسبنده ، زردرنگ و خشك و ديفترى مانند مىپوشاند ، چنان كه صدا طنين خاصى كه مبهم و گرفته است ، پيدا مىكند ، « درست مثل اينكه از گور برخيزد . » در بعضى مواضع ، بيمار احساس دردى شديد مىكند درحالىكه ساير مواضع بىحس است . با بروز دردهاى عذابدهنده ، انگشتان كوچك شده از شكل مىافتد ، ناخنها يا كلفت مىشود و يا از بين مىرود ، اغلب زخم به همهء قسمتهاى انگشت سرايت مىكند تا اينكه آن را به كلى از بين ببرد ؛ مع هذا جالب توجه اين است كه اغلب زخم در انگشتى ظاهر مىشود و بهبود مىيابد درحالىكه اين جريان در انگشتى ديگر آغاز مىگردد . با وجود اين همه ، هرچند بندرت ، پس از چند سال ابتلاى پوست خارجى ، باز مخاطها كاملا سالم مىماند . جذام موسوم به جذام عضوى به انگشتان دست و پا كه با عذابدهندهترين دردها بچرك مىافتد منحصر مىماند ؛ با وجود اين گاه يك